حرمتها
اطلاعاتی مانند مدال آوردن فلان تیم در فلان مسابقه اخباری است که تنها همانروز در روزنامه های مختلف مانند اطلاعات، کیهان و غیره چاپ می شوند و دیگر هر روز چاپ این خبر را تکرار نمی کنند. به عبارتی اطلاعات روز است. اطلاعات دو بعد دارد: یکی طول و دیگری عرض. در صورتی که علم اینچنین نیست، بلکه سه بعدی است: یک بعد طول، دیگری عرض و بعد دیگر، عمق!! بنابراین وقتی فردی به علمی نگاه می کند می تواند در آن علم به یک لایه ای نفوذ نماید. مثلا" یک، دو یا سه متر عمق. در آن دو سه متر یک سری چیزها گیرش می آید. وقتی به عمق بیشتری نفوذ کند چیزهای بیشتری نصیبش می شود. دریا می تواند مثال خوبی باشد برای این موضوع، وقتی به سطح دریا نگاه می کنیم ممکن است چیزی گیرمان نیاید مگر یک سری موجودات ریز، اگر تا عمق دو یا سه متری فرو برویم ممکن است ماهیها و موجودات دیگری را ببینیم، اگر به عمق بیش از ده متر و صدمتر برویم کوسه ها، دلفینها و نهنگها به چشممان می خورند ولی همانطور که در عمق بیشتر از صد متر فرو می رویم کم کم موجودات عجیب و غریب و نا شناخته تری می بینیم.
می توان گفت شخصی که به دو یا سه بار مطالعه مطالب کنگره بسنده میکند به نوعی در حال جمع آوری اطلاعات است و به دید اطلاعات به قضایا نگاه میکند و به همان سطح دریا و یا حداکثر در عمق دو سه متر نفوذ می کند لیکن زمانی که با دید علم به مطالب می نگرد، مصداق همان فردی است که از عمق سه متری دریا به عمق ده بیست متری فرو می رود. و در اثر مطالعه چند باره و تکرار مطالب، مرتب به اعماق بیشتر و البته ناشناخته تری از دریا دست پیدا میکند. در واقع در اثر همین تکرارهاست که فرد به عمق بیشتری از مطالب دست پیدا می کند و فرو می رود به مطالب ارزنده و ناشناخته تری می رسد. فردی که در عمق 50 متری است از مسایل عمق 20 متری هم اطلاع دارد ولی کسی که تا عمق 20 متری نفوذ کرده، دیگر نمی تواند از مسایلی که در عمق 50 متری وجود دارد بهره ای ببرد. بنابراین برای درک هرچه عمیق تر مطالب، ما به تکرار و باز هم تکرار احتیاج بسیاری داریم. حرمت کنگره نیز به همین شکل است وچون دارای اهمیت زیادی است مرتبا" تکرارمی شود.
کلمات حرام، حریم و حرمت از یک خانواده اند. مصدر کلمه (حریم) بر وزن فعیل است. این وزن به تداوم در چیزی دلالت میکند مثلا کلمه (سعید) بر وزن فعیل، به معنای فردی است که بختش تداوم دارد و اقبال بلندی دارد. حریم هم به همین شکل است یعنی محدوده ای که از لحاظ زمانی تداوم دارد و مقدارش هم زیاد است. وقتی می گوییم (حرام) یعنی محدوده ای که فرد اجازه ورود به آن را ندارد و اگر وارد آن مرز و محدوده بشود، در او تخریب بوجود می آورد و این تخریب به شکلهای مختلفی بوجود می آید. وقتی وارد حریم فردی می شویم، حسهای طرف مقابل به هم می ریزد. به هم ریختن حس، هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان ولی می توان گفت 90 درصدش در صور پنهان صورت می گیرد. سرقت، نوعی شکسته شدن حریم است در وارد شدن به حریم کسی می توان گفت به نوعی، سرقت هم انجام می گیرد. سرقت چیزهایی مثل عواطف، احساسات و ... ! انسانها در بسیاری از مواقع به طور آگاهانه و غیر ناآگاهانه، وارد حریم یکدیگرمی شوند و به هم آسیبهای روانی، احساسی و فکری وارد می آورند. منشاء بسیاری از دشمنیها و کینه ها از همین جا شکل می گیرد و یا به قولی حال خرابی بوجود می آید. هر حال خرابی که به وجود می آید در اثر ضربه زدن است. شخصی که می خواهد به شخص دیگر ضربه بزند باید وارد حریمش بشود تااین کار را انجام دهد و در او تخریب بوجود بیاورد. وقتی انسان احساسش هم می ریزد و عقلش نمی تواند آنرا بخوبی هضم نماید و بتعادل برساند، درش بیزاری، نفرت، انتقام و اعصاب خوردی پیش می آید. در نود درصد مواقع انسانها متوجه نمی شوند که وارد حریم دیگران شده اند چون حریم از دیدشان چیز دیگری ست و یا اصلا نمی دانند حریم چیست؟
وقتی فردی وارد کنگره می شود این فضا برایش ناشناخته است. نمی داند باید با چه اصول و قوانینی حرکت کند و به شدت آسیب پذیر است. این فرد از دو جنبه آسیب پذیر است. هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ فکری و اندیشه و ناشناخته بودن سیستم. به همین خاطر حرمتهای کنگره برای افرادی که تازه وارد می شوند بسیار حیاتی است. کسانی که می خواهند در کنگره رشد کنند و بدرجات بالاتر برسند رعایت حرتمها برایشان حیاتی و واجب تر می شود و رعایت کردن خیلی از اصول برایشان مهم تر است.
نزدیک 15 سال است که کنگره تاسیس شده است و این مواردی که امروزه خروج از آنها به منزله شکستن حریم تلقی می شود و حرتمهایی که به شکل امروزی مکتوب است و در جلسات خوانده می شود همگی در این مدت چند سال تجربه شده اند. این تجربه ها با هزینه ها و تلفات بسیاری بدست آمده و بسیاری از افراد در این مدت بخاطر شکستن این حریمها دچار تخریبهای زیادی شدند، از کنگره رفتند و به مواد مخربتری کشیده شدند، زندگیشان از هم پاشید، کارتن خواب شدند و حتی کارشان به مرگ کشیده شد...
حرمتها و قوانینی که امروز در کنگره هستند همه آزمایش شده اند و امتحان خود را پس داده اند تا بدین شکل درآمده اند. راهنمایی که با رهجویش ارتباط دوستانه برقرار می کند در واقع به او کمک نمی کند بلکه جلوی پیشرفت و آموزشش را می گیرد و در درمانش خلل بوجود میاورد. خیلی نزدیک شدن به رهجو و نقش پدر یا مادرش را بازی کردن کار اشتباهی است چون او قبل از این در منزل از چنین افرادی برخوردار بوده و چیزی که دراین مقطع به آن نیاز دارد یک معلم است.
کسانی که حریمها را می شکنند به نوعی همگی بدنبال اطلاعات هستند و نه کسب علم! اطلاعاتی مانند: فلانی کجا رفت؟ چکار کرد ؟ چه گفت؟ و... همش اطلاعات. آخر این اطلاع کسب کردن و جمع آوری آنها به چه دردی می خورد؟ در مقابل اشخاصی که به حرمتها اهمیت می دهند و طبق قوانین رفتار می کنند افرادی هستند که به دنبال کسب علمند و زیاد به جمع آوری اطلاعات اهمیتی نمی دهند. اطلاعات محدودی در زمینه ای کسب میکنند تا فقط درموردش به آگاهی برسند و دیگر دنبال این نمی روند که به حریم دیگران وارد شوند و مسایل و روابط خصوصی دیگران را مورد بررسی قرار دهند. به قول بزرگی اگر دست نفست کار ندهی، کاردستت می دهد! ما باید برای نفسمان خوراک تهیه کنیم و کاردستش بدهیم تا او کاری دست ما ندهد. کسی که حرتمها را می شکند بدنبال کسب انرژی در جهت منفی است. شما از آموختن یک هنر و یا یکی ازدرسهای کنگره خیلی انرژی کسب می کنید، یک انرژی بسیار مفید، ارزان، قوی و سازنده! جالب اینجاست که انرژی که در این حریم شکنیها و بازیها بدست می آید نه بدرد خود فرد می خورد و نه به درد فردی که انرژی داده. مثل اینکه یک نفر که احتیاج به خون دارد برود و از یک بیمار ی که سرطان خون دارد خون بگیرد. در این حالت خود کسی که می خواهد بدهد مشکل دارد و خون گرفتن از آن باعث بیماری و تخریب می شود. انسان به دلیل ناآگاهی گاهی فکر میکند که هر چیزی زیادش خوبش است. مثلا چون عصر ارتباطات است باید از همه چیز و همه جا اطلاعات کسب کند و با همه کس ارتباط برقرار نماید و قاطی شود در حالیکه از کیفیت و تخریب این اطلاعات و رابطه ها آگاهی ندارد و فکر می کند که هرچه بیشتر باشد بهتر و کمیت برایش مهم تر است. در حالی که عصر ارتباطات به معنی ارتباط داشتن و رسیدن به علم دنیاست، نه سرک کشیدن به حریمها، محفوظات و زندگی شخصی دیگران و با هر کسی رابطه برقرار کردن.
GetBC(27);
این وبلاگ توسط بچه های لژیون جناب آقای علیرضا زرکش اداره می شود و ما در اینجا سعی داریم در مورد مسئله آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد مطالب تازه ای را ارائه دهیم .