در کنگره از روز اول ورودمان همه چیز در مورد سفر جدی است و شوخی اصلا معنا ندارد.

سعی کنیم در مورد مسائلی که باهاشون درگیریم درک و تفکر کنیم و شروع به حل کردنشان نمائیم، بعضی از ما در مسائلمان گم هستیم، مانند بادبادکی که نخ آن پاره شده، مهار از دست داده و باد آنرا به هر کجا که بخواهد بدون هیچ هدفی میبرد، مانند دوستانی که خیلی وقت است در لژیون حضور دارند، می آیند و میروند اما هیچ هدفی ندارند.

س: حدود 3-2 ماه است حضور مستمر دارم و خدا رو شکر سفرم خوب است اما چند وقتیست وسوسه ای در وجودم افتاده و میگوید حال که دارد همه چیزت درست میشود بیا یکبار دیگر مواد مورد علاقه ات را امتحان کن، نمیدانم چه کنم، لطفا راهنمائیم کنید.

ج: چند ماه پیش که یکبار زدی چه شد؟ شک نکن که به یکبار ختم نمیشود، یکبار یکبار میشود، گریزت میشود یک ریز. مانند میخی که با چکش در دیوار میکوبیم و با هر ضربه ذره ذره فرو میرود تا جایی که به این آسانی ها بیرون نمی آید، اگر یکبار امتحان کنی حتما لذت میبری و قطعا باز هم اینکار را خواهی کرد تا جایی که برمیگردی سر جای اولت. بهت توصیه میکنم سی دی حقه های نفس استاد امین را حتما گوش کنی.

خداوند میفرماید دربرابر وسوسه به او پناه ببریم، به عقیده من منظور خدای درونمان، خودمان یعنی عقلمان است.

کسانیکه مصرف کننده هستند خودشان به تنهایی هیچی نیستند. تو اگر تریاک، هروئین، کرک، حشیش، کوکائین یا... بزنی قدرتمندی، ولی خودت بدون مواد هیچی نیستی. در واقع مواد میگوید: تو اگر خوب کار میکنی، خوب فکر میکنی و خوب مسائل زناشویی انجام میدهی بخاطر اینست که به من چسبیدی وگرنه به تنهایی هیچی نیستی.ما در کنگره آموزش میبینیم و بصورت تدریجی خودمان به تنهایی انسانی کارکشته و توانمند میشویم نه با مواد.